مولوی
زندگی زیباست چشمی باز کن
گردشی در کوچه باغ راز کن
هر که عشقش در تماشا نقش بست
عینک بدبینی خود را شکست
علت عاشق ز علت ها جداست
عشق اسطرلاب اسرار خداست
من میان جسمها جان دیده ام
درد را افکنده درمان دیده ام
دیده ام بر شاخه احساس ها
می تپد دل در شمیم یاس ها
زندگی موسیقی گنجشک هاست
زندگی باغ تماشای خداست
گر تو را نور یقین پیدا شود
می تواند زشت هم زیبا شود
حال من ، در شهر احساسم گم است
حال من ، عشق تمام مردم است
زندگی یعنی همین پروازها
صبح ها ، لبخندها ، آوازها
ای خطوط چهره ات قرآن من
ای تو جان جان جان جان من
از تو اشعارم پر از تو می شود
مثنوی هایم همه نو می شود.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

مولوی 
